ترجمه "flatulent" به فارسی
بادآور, بادانگیز, خودنمایانه بهترین ترجمه های "flatulent" به فارسی هستند.
flatulent
adjective
دستور زبان
Affected by gas in the intestine; likely to fart. [..]
-
بادآور
-
بادانگیز
-
خودنمایانه
-
ترجمه های کمتر
- نفاخ
- نفخی
- متظاهرانه
- چاخان
- (به ویژه در سخن) پرطمطراق
- نفخ دار
- وابسته به یا دارای باد شکم
- پرباد و ادعا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flatulent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flatulent" با ترجمه به فارسی
-
باد · بادشکم · طمطراق · نفخ · نفخ شکم
-
باد · باد شکم · بادشکم · تورم · طمطراق · لاف · نفخ شکم · گوز
-
ازروی لاف · ازروی نفخ · باداشتن بادشکم
-
باد · باد شکم · بادشکم · تورم · طمطراق · لاف · نفخ شکم · گوز
-
باد · باد شکم · بادشکم · تورم · طمطراق · لاف · نفخ شکم · گوز
-
باد · باد شکم · بادشکم · تورم · طمطراق · لاف · نفخ شکم · گوز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن