ترجمه "fleck" به فارسی
نقطه, خال, رگه بهترین ترجمه های "fleck" به فارسی هستند.
A flake [..]
-
نقطه
nounHer hair and skin are flecked with blood, and her eyes are almost invisible behind her mashed flesh.
موها و پوستش از خون نقطه نقطه شده و چشمانش تقریباً پشت گوشت له شدهاش ناپیداست.
-
خال
nounand now Mindolluin stood black against a burning smoulder flecked with embers.
و میندولوین اکنون بـه رنگ سیاه در پس زمینهی دود مشتعل با خال خال اخگرها ایستاده بود.
-
رگه
nounGreen with flecks of gold, just like her eyes.
. سبز با رگه هاي طلايي. درست مثل چشماش
-
ترجمه های کمتر
- لک
- پاریزه
- مالیدن
- ذره
- تکه ی کوچک
- خال (نقطه یا بخش روشن تر از زمینه) لکه
- خال خال کردن
- دارای سایه آفتاب کردن
- سایه آفتاب
- سایه روشن کردن
- لک لک کردن
- لکه کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fleck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname.
"Fleck" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fleck در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fleck" با ترجمه به فارسی
-
منقوط