ترجمه "fledgling" به فارسی

جوجه, نوبال, نوپر بهترین ترجمه های "fledgling" به فارسی هستند.

fledgling adjective noun دستور زبان

untried or inexperienced [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوجه

    noun

    A like fledglings beneath its spread of wings.

    و هواپیماهای بریستول و در زیر بالهای آن مانند جوجه پرندگان دیده میشدند.

  • نوبال

  • نوپر

  • ترجمه های کمتر

    • مبتدی
    • (جوان کم تجربه) نورسته
    • تازه وارد
    • تازه پر درآورده
    • تازه کار
    • جدید الورود
    • ناشی (انگلیس : fledgeling)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fledgling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fledgling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه