ترجمه "flee" به فارسی
گریختن, فرار کردن, گريختن بهترین ترجمه های "flee" به فارسی هستند.
flee
verb
دستور زبان
(intransitive) To run away; to escape. [..]
-
گریختن
verbto run away; to escape
John the Baptist used the word “flee” in such a sense.
این جنبه از گریختن، امروزه برای مسیحیان حقیقی در سراسر دنیا بسیار حیاتی است.
-
فرار کردن
verbWe will flee from Paris and go as far as the earth reaches.
با هم فرار کرده از فرانسه بیرون میرویم و پیشاپیش زمین دور میگردیم.
-
گريختن
-
ترجمه های کمتر
- برمالیدن
- به در شدن، بیرون شدن، خروج، خارج شدن
- ورمالیدن
- دررفتن
- (زود) سپری شدن
- (زود) گذشتن
- احتراز کردن
- به سرعت حرکت کردن
- تند رفتن
- دوری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "flee"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن