ترجمه "fleet" به فارسی
ناوگان, سریع, تند بهترین ترجمه های "fleet" به فارسی هستند.
A group of vessels or vehicles. [..]
-
ناوگان
nounformation of warships
We must make certain where the enemy fleet is.
ما بايد از محل ناوگان دشمن مطمئن بشيم.
-
سریع
adjectiveI'm going to pick the fastest ship in our fleet.
سریع ترین کشتیِ تو ناوگانمون رو برمیدارم.
-
تند
adjectivethe little shadows of bird or leaf that fleeted across the isles of sunlight, stole along in silence as in the presence of a sorrow.
سایههای کوچک پرندگان یا تک به رگها، تو گویی آگاه از اندوه او، خاموش و تند از روی جزایر کوچک آفتاب میگذشتند.
-
ترجمه های کمتر
- گذشتن
- بادپا
- نهر
- چابک
- ناپایدار
- (انگلیس - محلی) شاخابه
- (به سرعت) حرکت کردن
- (در اصل) شناور بودن
- (شعر قدیم) زودگذر
- (قدیمی) ناپدید شدن
- (مثل برق) گذشتن
- (نادر) وقت گذرانی کردن
- (کشتی رانی) جابه جا کردن (طناب یا قرقره)
- (کشتی یا کامیون و غیره) کاروان
- برق آسا
- بسرعت گذشتن
- تند رفتن
- روی آب ایستادن
- نقل مکان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fleet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The stream that ran where Fleet Street now runs. [..]
"Fleet" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fleet در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "fleet"
عباراتی شبیه به "fleet" با ترجمه به فارسی
-
ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا
-
مدیریت ناوگان
-
(در شهر لندن) خیابان فلیت (که اداره ی چند روزنامه و چاپخانه در آن قرار دارد) · (مجازی) جراید لندن · مطبوعات
-
(نیروی دریایی) دریابد
-
دریاسالار
-
بادپایی · تندی · زودگذری · سرعت سیر
-
تبعیدی · زودگذر · فراری · ناپایا