ترجمه "fleeting" به فارسی

زودگذر, تبعیدی, ناپایا بهترین ترجمه های "fleeting" به فارسی هستند.

fleeting adjective verb دستور زبان

Present participle of fleet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زودگذر

    adjective

    It can only be a state of being, not just a fleeting emotion, sensation.

    به این گونه که یکی از حالاتِ وجود است، نه تنها یک شور و احساسِ زودگذر.

  • تبعیدی

    adjective
  • ناپایا

  • فراری

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fleeting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fleeting" با ترجمه به فارسی

  • ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا
  • مدیریت ناوگان
  • (در شهر لندن) خیابان فلیت (که اداره ی چند روزنامه و چاپخانه در آن قرار دارد) · (مجازی) جراید لندن · مطبوعات
  • (نیروی دریایی) دریابد
  • (انگلیس - محلی) شاخابه · (به سرعت) حرکت کردن · (در اصل) شناور بودن · (شعر قدیم) زودگذر · (قدیمی) ناپدید شدن · (مثل برق) گذشتن · (نادر) وقت گذرانی کردن · (کشتی رانی) جابه جا کردن (طناب یا قرقره) · (کشتی یا کامیون و غیره) کاروان · بادپا · برق آسا · بسرعت گذشتن · تند · تند رفتن · روی آب ایستادن · سریع · ناوگان · ناپایدار · نقل مکان کردن · نهر · چابک · گذشتن
  • دریاسالار
  • بادپایی · تندی · زودگذری · سرعت سیر
اضافه کردن

ترجمه های "fleeting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه