ترجمه "fleshly" به فارسی

جسمانی, جسمی, شهوانی بهترین ترجمه های "fleshly" به فارسی هستند.

fleshly adjective adverb دستور زبان

corporeal or bodily [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جسمانی

    Hence, they tend to live for the present, indulging their fleshly desires.

    از این رو، آنها فقط برای زمان حاضر زندگی میکنند و تسلیم امیال جسمانی خود میباشند.

  • جسمی

    3 Teaches control of fleshly desires, penance for sins, and solidarity with the poor.

    3 آموزش برای کنترل خواستههای جسمی،مجازات برای گناهان،و وحدت با فقیران.

  • شهوانی

    noun

    What situation today makes it vital always to keep in mind the corrupting power of wrong fleshly desires?

    چه وضعیت اضطراری امروزه ما را ملزم میکند از دام امیال شهوانی نادرست دوری کنیم؟

  • ترجمه های کمتر

    • بدنی
    • آژویی
    • (مهجور) رجوع شود به fleshy
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fleshly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fleshly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fleshly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه