ترجمه "flier" به فارسی
خلبان, بخشنامه, هوانورد بهترین ترجمه های "flier" به فارسی هستند.
flier
verb
noun
دستور زبان
Something that flies. [..]
-
خلبان
nounWhat do you make of this lady flier?
از اين زنه خلبان چي گيرت مياد ؟
-
بخشنامه
noun -
هوانورد
noun
-
ترجمه های کمتر
- پروازگر
- (امریکا - عامیانه) عمل قمارآمیز (به ویژه در خرید وفروش سهام و غیره) (flyer هم می گویند)
- (ترن و اتوبوس و غیره) تندرو
- (در پلکان سرراست)پله
- (شخص یا چیزی که پرواز می کند) پرنده
- آگهی (روی یک ورق کاغذ)
- اعلان (که با دست بین مردم پخش می شود)
- سریع السیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن