ترجمه "flippant" به فارسی
گستاخ, لوده, وراج بهترین ترجمه های "flippant" به فارسی هستند.
flippant
adjective
دستور زبان
(archaic) glib. [..]
-
گستاخ
adjectiveBy Jove, if I weren't flippant, I should hang myself, he thought cheerfully.
پیش خود خوشحالانه میپنداشت: به خدا قسم اگر گستاخ نمیبودم میبایستی خودم را به دار میزدم.
-
لوده
noun -
وراج
-
ترجمه های کمتر
- (به طور ناخوشایند) شوخی آمیز
- (در گفتار) لگام گسیخته
- (مهجور) پرحرف
- حرف مفت زن
- گستاخ و شوخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flippant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن