ترجمه "flirt" به فارسی
لاسیدن, لولیدن, لوند بهترین ترجمه های "flirt" به فارسی هستند.
flirt
adjective
verb
noun
دستور زبان
A sudden jerk; a quick throw or cast; a darting motion; hence, a jeer. [..]
-
لاسیدن
to play at courtship
She had never thought of flirting with Christophe, any more than he had thought of it with her.
او هرگز به فکر لاسیدن با کریستف نیفتاده بود، همچنان که کریستف نیز دربارهٔ او چنین فکری نداشته بود.
-
لولیدن
-
لوند
noun
-
ترجمه های کمتر
- لاس
- ناز
- طنازی
- دلبری
- غمزه
- لاسی
- کرشمه
- تکان
- تکانه
- پرکرشمه
- طناز
- (با بی قراری) جنبیدن
- (با سرعت های ناموزون و یا به چپ وراست) حرکت کردن
- (با: with) به بازی گرفتن
- (به طور نیمه جدی و سرسری) به کاری پرداختن
- (نادر) پرتاب کردن
- (ناگهان) افکندن
- آدم لاسی
- اهل لاسیدن
- بازی کردن با
- حرکت تند
- عشوه گر
- عشوه گری
- عشوه گری کردن
- لاس زدن
- لول خوردن
- لوندی کردن
- کرشمه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flirt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "flirt"
عباراتی شبیه به "flirt" با ترجمه به فارسی
-
دلبری · طنازی · غمزه · لاس · لاسزدن · لاسیدن · ناز · کرشمه
-
قبول کردن
-
دلبری · طنازی · غمزه · لاس · لاسزدن · لاسیدن · ناز · کرشمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن