ترجمه "floppy" به فارسی

نرم, مسخره وار, شل بهترین ترجمه های "floppy" به فارسی هستند.

floppy adjective noun دستور زبان

Limp, not hard, firm, or rigid; flexible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرم

    adjective noun
  • مسخره وار

    adjective noun
  • شل

    adjective noun

    I woke up this morning, and my feet was all floppy.

    امروز صبح بيدار شدم و پاهام شل شده بودن

  • ترجمه های کمتر

    • آویزان
    • سست
    • آویخته
    • زپرتی
    • بی حال
    • بی رمق
    • رجوع شود به floppy disk
    • شل و ول
    • فلاپی دیسک
    • کم جان
    • گرده کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " floppy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "floppy" با ترجمه به فارسی

  • (کامپیوتر) دیسک نرم · دیسک فلاپی · دیسک لرزان · دیسکت · فلاپی · فلاپی دیسک · فلاپیدیسک · مسخره وار · نرم · گرده کوچک
  • درایو دیسک فلاپی
  • (کامپیوتر) دیسک نرم · دیسک فلاپی · دیسک لرزان · دیسکت · فلاپی · فلاپی دیسک · فلاپیدیسک · مسخره وار · نرم · گرده کوچک
اضافه کردن

ترجمه های "floppy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه