ترجمه "flora" به فارسی

گیاگان, فلورا, گیاهان بهترین ترجمه های "flora" به فارسی هستند.

flora noun دستور زبان

plants considered as a group, especially those of a particular country, region, time, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیاگان

    Inventory of plant species in a given region

  • فلورا

    proper

    It's the most apt prediction Flora has made in years.

    اين بهترين پيشگويي ايه که " فلورا " در سالهاي اخير انجام داده.

  • گیاهان

    noun

    cordial but without small talk, remembering nothing whatever about the flora or fauna of India.

    صمیمانه، اما بدون تک و تعارف و هیچ چیز از گیاهان و جانوران هندوستان به خاطر نداشت.

  • ترجمه های کمتر

    • فلور
    • گیا
    • کارخانه
    • (اسطوره ی روم) دارگونه ی گل ها
    • (همه ی گیاهان محل یا دوران بخصوص) گیا
    • (گیاه شناسی) فهرست توصیفی گیاگان
    • اسم خاص مونث
    • الهه گل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Flora proper

(Roman mythology) The goddess of flowers, guardian of the flora [..]

+ اضافه کردن

"Flora" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Flora در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "flora"

عباراتی شبیه به "flora" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه