ترجمه "flour" به فارسی
آرد, پودر, گرد بهترین ترجمه های "flour" به فارسی هستند.
flour
verb
noun
دستور زبان
Powder obtained by grinding or milling cereal grains, especially wheat, and used to bake bread, cakes, and pastry. [..]
-
آرد
nounground cereal grains [..]
Flour is made from wheat.
آرد از گندم به دست می آید.
-
پودر
nounRoll her around first in flour to find the wet spot.
اول اونو تو پودر می چرخونم تا یه نقطه مرطوب پیدا کنم
-
گرد
nounthe headlights were obscured with a red flour.
کاپوت زیر غبار گم میشد و گرد سرخ رنگی چراغها را کدر میکرد
-
ترجمه های کمتر
- ارد
- آرد زدن به
- آرد کردن
- آردپوش کردن
- ارد کردن
- خرد کردن
- هرچیز آرد مانند
- پودر شدن
- گرد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flour
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Flour" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Flour در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "flour"
عباراتی شبیه به "flour" با ترجمه به فارسی
-
آرد سيبزميني
-
آردها
-
ذرت آردي · ذرت نرم
-
(حشره شناسی) بیدآرد (نوعی بید خاکستری رنگ به نام Ephestia kuehniella که لیسه ی آن آفت آرد گندم و غیره است)
-
افزودنیهای نانوایی · بهسازهاي آرد
-
پودر سنگ
-
آرد سویا
-
آردهای غیر غلات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن