ترجمه "flouncing" به فارسی
هنر چین دادن و پف دار کردن, والان سازی, پارچه ای که با آن والان می سازند بهترین ترجمه های "flouncing" به فارسی هستند.
flouncing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of flounce. [..]
-
هنر چین دادن و پف دار کردن
-
والان سازی
-
پارچه ای که با آن والان می سازند
-
ترجمه های کمتر
- پارچه برای چین دادن
- پلیسه کنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flouncing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flouncing" با ترجمه به فارسی
-
(با تندی یا طرز پرخاش آمیز) حرکت کردن · (در بستر و غیره) جم خوردن · (دوزندگی) چین · (ناگهان یا از روی خشم و غیره) تکان خوردن · (ناگهان) غلت زدن · تقلا کردن · تکان · غلت · غلت و واغلت خوردن · لول خوردن · والان · والان دار کردن · پرخاش · پرخاشیدن · پف کرده و چین دار (مانند برخی آستین های قدیمی) · پلیسه دار · پلیسه دارکردن · چین · چین دار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن