ترجمه "flounce" به فارسی
چین, والان, غلت بهترین ترجمه های "flounce" به فارسی هستند.
flounce
verb
noun
دستور زبان
To move in an exaggerated, bouncy manner [..]
-
چین
nounhold her little hand, kiss it, play with her ring, or even touch the flounce of her skirt.
گرفتن دست ظریفش، بوسیدن آن، بازی باانگشتر و حتی دست زدن به چین های دامنش .
-
والان
-
غلت
-
ترجمه های کمتر
- پرخاشیدن
- پرخاش
- تکان
- (با تندی یا طرز پرخاش آمیز) حرکت کردن
- (در بستر و غیره) جم خوردن
- (دوزندگی) چین
- (ناگهان یا از روی خشم و غیره) تکان خوردن
- (ناگهان) غلت زدن
- تقلا کردن
- غلت و واغلت خوردن
- لول خوردن
- والان دار کردن
- پف کرده و چین دار (مانند برخی آستین های قدیمی)
- پلیسه دار
- پلیسه دارکردن
- چین دار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flounce " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flounce" با ترجمه به فارسی
-
هنر چین دادن و پف دار کردن · والان سازی · پارچه ای که با آن والان می سازند · پارچه برای چین دادن · پلیسه کنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن