ترجمه "flotation" به فارسی
شناورسازی, (بازرگانی و بانک داری) شناور سازی, (تایر اتومبیل و غیره - قدرت ماندن بر سطح و فرو نرفتن در شن و برف و گل و غیره) بر سطح مانی بهترین ترجمه های "flotation" به فارسی هستند.
flotation
noun
دستور زبان
A state of floating, or being afloat. [..]
-
شناورسازی
noun -
(بازرگانی و بانک داری) شناور سازی
-
(تایر اتومبیل و غیره - قدرت ماندن بر سطح و فرو نرفتن در شن و برف و گل و غیره) بر سطح مانی
-
ترجمه های کمتر
- (کان شناسی - روش جدا سازی فلز از خاکه ی آن : خاکه را درمایع روغن داری می ریزند و برخی فلزات رو می آیند و یا ته نشین می شوند) شناور سازی فلز
- انتشار (اوراق بهادار و غیره)
- برآب مان سازی
- برآب مانی
- راه اندازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flotation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flotation
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Flotation" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Flotation در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "flotation" با ترجمه به فارسی
-
جلیقه نجات · جلیقه ی نجات
-
شناورسازی کف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن