ترجمه "fluff" به فارسی
کرک, اشتباه کردن, پف بهترین ترجمه های "fluff" به فارسی هستند.
fluff
verb
noun
دستور زبان
Anything light, soft or fuzzy, especially fur, hair, feathers. [..]
-
کرک
nounBrushes away drops of blood as if cleaning fluff from a jacket.
قطرات خون را طوری پاک میکند که انگار دارد کرک را از کتش برمی دارد.
-
اشتباه کردن
verb -
پف
nounOh, stuff and fluff.
! چرا هي پف ميکنه ؟
-
ترجمه های کمتر
- پرزگوی
- تپق
- (حرف) وقت پرکن
- (رادیو وتلویزیون و غیره) لغزش کلام
- (موضوع یا حرف و غیره) سطحی و کم اهمیت
- (پر نرم مثلا پر سینه ی پرنده یا پر قو) نرم پر
- (گندله ی نرم و کوچک که از بافته های پشمی و پنبه ای می افتد) پرز
- اشتباه در خواندن یا ادای کلمه
- بد انجام دادن
- خبط کردن
- خیطی بالا آوردن
- مرتکب خطا شدن
- نرم و کرک مانند شدن
- نرمه پر
- پرت بودن
- پوشیده از کرک شدن
- کرک گوی
- گند زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fluff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fluff
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fluff" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fluff در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن