ترجمه "fluster" به فارسی

دستپاچگی, آسیمگی, اندروایی بهترین ترجمه های "fluster" به فارسی هستند.

fluster verb noun دستور زبان

To confuse, befuddle, throw into panic by making overwrought with confusion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستپاچگی

    Clyde because he was a little nervous and flustered, had not quite registered the question accurately.

    کلاید که به علت عصبیت و دستپاچگی معنای این سؤال را دقیقا درنیافته بود،

  • آسیمگی

  • اندروایی

  • ترجمه های کمتر

    • هاژی
    • تحیر
    • دست و پا گم کردن
    • سرگشتگی
    • آسیمه کردن یا شدن
    • اندروا کردن یا شدن
    • حیرت زدگی
    • دست پاچگی
    • دستپاچه کردن یا شدن
    • سرگشته کردن یا شدن
    • عصبی کردن یا شدن
    • هاج و واج کردن یا شدن
    • هاژ کردن یا شدن
    • کالیوه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fluster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fluster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه