ترجمه "flute" به فارسی
فلوت, نی, چین بهترین ترجمه های "flute" به فارسی هستند.
(music) A woodwind instrument consisting of a metal, wood or bamboo tube with a row of circular holes and played by blowing across a hole in the side of one end or through a narrow channel at one end against a sharp edge, while covering none, some or all of the holes with the fingers to vary the note played. [..]
-
فلوت
nounwoodwind instrument [..]
And he cues in a flute player like this.
او به این شکل به نوازنده فلوت اشاره میکند.
-
نی
nounFour skillful tabor and flute players accompanied them
رامشگران این دسته چهار تن بودند که نی میزدند و طبل میکوفتند.
-
چین
noun properHe wandered round the base of the enormous fluted column,
اطراف ستون تناور و پر چین و شکنی به پرسهزدن پرداخت
-
ترجمه های کمتر
- خیاره
- شیار
- پلیسه
- (جامه یا پارچه و غیره) شیار
- (معماری) شیار روی ستون
- (موسیقی) فلوت
- رجوع شود به flue
- سوت زدن یا حرف زدن یا آواز خواندن با صدایی شبیه به آوای فلوت
- شیاردار کردن
- طرح قاشقی (یا خیاره ای)
- فلوت زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flute, Viola and Harp
"Flute" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Flute در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "flute"
عباراتی شبیه به "flute" با ترجمه به فارسی
-
(ستون) شیاردار · خیاره دار · دارای صدایی شبیه به آوای فلوت · فلوت آوا · قاشقی تراش
-
زامپونیا
-
(معماری - طرح روی ستون) طرح شیاری · دارای طرح قاشقی (یا خیاره ای) کردن · شیار · صدای فلوت از خود درآوردن · طرح خیاره ای · طرح قاشقی · فلوت · فلوت زدن
-
(موسیقی) فلوت سوتی · نی انبان
-
نی انبان
-
فلوت باس
-
(معماری - طرح روی ستون) طرح شیاری · دارای طرح قاشقی (یا خیاره ای) کردن · شیار · صدای فلوت از خود درآوردن · طرح خیاره ای · طرح قاشقی · فلوت · فلوت زدن