ترجمه "flyblow" به فارسی
آلوده, (روی گوشت و خوراک) تخم گذاری کردن (مگس), تخم مگس بهترین ترجمه های "flyblow" به فارسی هستند.
flyblow
verb
noun
دستور زبان
The larva of the blowfly, especially when found on rotten meat. [..]
-
آلوده
-
(روی گوشت و خوراک) تخم گذاری کردن (مگس)
-
تخم مگس
-
ترجمه های کمتر
- خراب کردن
- لیسه ی مگس
- مگس زده کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flyblow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن