ترجمه "foal" به فارسی
کره, (اسب یا خر یا قاطر و غیره) کره, (کره) زاییدن بهترین ترجمه های "foal" به فارسی هستند.
foal
verb
noun
دستور زبان
A young horse, especially just after birth or less than a year old. [..]
-
کره
noun properyoung (male or female) horse
But there's a chance that one is now carrying his foal.
اما شانس اين هست که يکي از آنها کره ي او را حمل کند.
-
(اسب یا خر یا قاطر و غیره) کره
-
(کره) زاییدن
-
کره (چارپایان)
young horse
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "foal"
عباراتی شبیه به "foal" با ترجمه به فارسی
-
فاصله دو برهزايي · فاصله دو زایمان · فاصله دو كرهزايي · فاصله دو گوسالهزايي
-
برهزايي · بزغالهزايي · تولد · تولهزايي · خوكزايي · زایمان · كرهزايي · گوسالهزايي
-
كرههاي اسب · يكساله · کرهاسبها
-
برهزايي · بزغالهزايي · تولد · تولهزايي · خوكزايي · زایمان · كرهزايي · گوسالهزايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن