ترجمه "foam" به فارسی

کف, حباب, اسفنج بهترین ترجمه های "foam" به فارسی هستند.

foam verb noun دستور زبان

A substance composed of a large collection of bubbles or their solidified remains. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کف

    noun

    substance composed of a large collection of bubbles or their solidified remains [..]

    The foam snaked along the shore, a yellow flare of lace on the green hem of the wave.

    لب رودخانه، کف حاشیهٔ سبز رنگ موج را با تورهای زردرنگ و انبوهی زینتمیبست.

  • حباب

    noun

    " On land or sea or foam

    روي زمين يا دريا يا حباب

  • اسفنج

    noun

    I want to fill a quarter of it with foam.

    مي خوام يک چهارمشو با اسفنج پر کنم

  • ترجمه های کمتر

    • اسفنجی
    • ابری
    • (قدیمی - شاعرانه) دریا
    • ابر (حمام)
    • جوش وخروش
    • صدا زدن
    • لاستیک حباب دار
    • هرچیز کف مانند: عرق بدن اسب
    • کف (دهان انسان و حیوان)
    • کف (روی آب و شیر جوشیده و غیره)
    • کف به دهان آوردن
    • کف دار کردن
    • کف کردن
    • گاز داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "foam"

عباراتی شبیه به "foam" با ترجمه به فارسی

  • کیک فوم
  • فوم پاششی
  • کفکردن
  • سیاه کف، کف تیره رنگ آب دریا، حباب های ریز، به عربی رغوة
  • (لاستیک اسفنج مانند که در تشک و مبل و غیره به کار می رود) ابر · اسفنج
  • کفها
  • اسفنج هم نهشتی (در فضاناو و غیره به کار می رود)
  • خشکاندن کف لایهای
اضافه کردن

ترجمه های "foam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه