ترجمه "foaming" به فارسی

کفکردن ترجمه "foaming" به فارسی است.

foaming adjective verb

Present participle of foam. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کفکردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foaming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foaming" با ترجمه به فارسی

  • کیک فوم
  • (قدیمی - شاعرانه) دریا · ابر (حمام) · ابری · اسفنج · اسفنجی · جوش وخروش · حباب · صدا زدن · لاستیک حباب دار · هرچیز کف مانند: عرق بدن اسب · کف · کف (دهان انسان و حیوان) · کف (روی آب و شیر جوشیده و غیره) · کف به دهان آوردن · کف دار کردن · کف کردن · گاز داشتن
  • فوم پاششی
  • سیاه کف، کف تیره رنگ آب دریا، حباب های ریز، به عربی رغوة
  • (لاستیک اسفنج مانند که در تشک و مبل و غیره به کار می رود) ابر · اسفنج
  • کفها
  • اسفنج هم نهشتی (در فضاناو و غیره به کار می رود)
  • خشکاندن کف لایهای
اضافه کردن

ترجمه های "foaming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه