ترجمه "fob" به فارسی

زنجیر, (به کسی) قالب کردن, (جیب کوچک در جلو شلوار که ساعت و غیره را در آن می گذارند) جیب ساعت بهترین ترجمه های "fob" به فارسی هستند.

fob verb noun دستور زبان

A little pocket near the waistline of a pair of trousers or in a waistcoat or vest to hold a pocketwatch; a watch pocket. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنجیر

    noun

    she pulled her watch out of her fob

    ارلاندو ساعت خود را از زنجیر بیرون آورد

  • (به کسی) قالب کردن

  • (جیب کوچک در جلو شلوار که ساعت و غیره را در آن می گذارند) جیب ساعت

  • ترجمه های کمتر

    • (ساعت جیبی) بند
    • (مهجور) گول زدن
    • (کالای بنجل و غیره را) به کسی انداختن
    • از سر باز کردن
    • جواهر یا نشان و غیره که از چنین چیزی آویخته باشد
    • حیله زدن
    • روبان یا زنجیرتزیینی که از آن جواهر و غیره می آویزند
    • زنجیر ساعت
    • فریب دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fob " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

FOB adjective noun دستور زبان

A recent immigrant (from "fresh off the boat") [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بازرگانی) فوب

  • تحویل روی کشتی (یعنی فروشنده مسئول هزینه ی حمل دریایی و خسارات احتمالی و غیره نیست)

عباراتی شبیه به "fob" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fob" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه