ترجمه "fogginess" به فارسی
مه, تیرگی, تاریک ی بهترین ترجمه های "fogginess" به فارسی هستند.
fogginess
noun
دستور زبان
The characteristic or quality of being foggy [..]
-
مه
nounIt is half past four and very foggy.
ساعت چهار و نیم است و هوا خیلی مه آلود است.
-
تیرگی
noun -
تاریک ی
-
مه گرفتگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fogginess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fogginess" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) وزارت امور خارجه ی امریکا
-
(مجازی) مبهم · حیرت زده · درهم و برهم · سردرگم · سرگشته · مبهوت · مه آلود · مه گرفته · هاج و واج · کدر · گرفته · گنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن