ترجمه "foggy" به فارسی

سرگشته, کدر, سردرگم بهترین ترجمه های "foggy" به فارسی هستند.

foggy adjective دستور زبان

Obscured by mist or fog; unclear; hazy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرگشته

  • کدر

  • سردرگم

  • ترجمه های کمتر

    • گنگ
    • مبهوت
    • (مجازی) مبهم
    • حیرت زده
    • درهم و برهم
    • مه آلود
    • مه گرفته
    • هاج و واج
    • گرفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foggy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foggy" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) وزارت امور خارجه ی امریکا
  • تاریک ی · تیرگی · مه · مه گرفتگی
اضافه کردن

ترجمه های "foggy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه