ترجمه "folding" به فارسی
تاشو ترجمه "folding" به فارسی است.
folding
adjective
noun
verb
دستور زبان
Designed to fold; as a folding bed, a folding chair, etc. [..]
-
تاشو
adjectiveBeyond the circle of folding chairs was a beach littered with broken blue glass bottles.
در پس حلقة صندلیهای تاشو، ساحلی پر از بطریهای شیشهای آبی و شکسته، قرار گرفته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " folding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "folding" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) شکست خوردن · (انگلیس) دره ی کوچک 3 · (با تازدن روی هم) جمع کردن (و کنار گذاشتن) · (با: away) روی هم تاکردن · (جامه) پیله · (جمع) لا به لا · (خطی که در اثر تاکردن ایجاد می شود) خط شلوار · (دسته ای از مردم دارای عقاید یا علایق مشترک)هم دینان · (زمین شناسی) چین · (شرکت یا مغازه یا اقدام و غیره) به هم خوردن · (صفت ساز و قیدساز) - برابر · (صفت ساز) - گانه · (عامیانه - معمولا با: up - از درد یا خنده و غیره) دولا شدن · (پرندگان و هواپیما) بال ها را به سینه چسباندن · - بار · - جانبه · - لا · - چندان · آغل (گوسفند) · آغل کردن · ازحال رفتن 0 · بال ها را جمع کردن · بالا زدن · برچیده شدن · برگرداندن (روی هم) · به هم گره زدن · تا · تاخوردگی · تازدن · تاه · تاکردن یا شدن · تعطیل شدن · جماعت · حصار گوسفند · خمیدگی · در آغل نگهداری کردن · در آغوش گرفتن · دربر گرفتن · درهم کردن · رمه · سرپناه · شکن · شکنج 1 · شکنه · طره · قرار دادن · لا · مومنان · هم مسلکان · پلیسه · پیروان · پیلی · پیچیدن در · چروک 2 · چین · چین و چروک · گذاشتن (در درون پاکت و غیره) · گله ی گوسفند · گوسفندگاه
-
تاشدگی پروتئین
-
پردههای صوتی
-
(عامیانه) اسکناس · اسکن · اسکناس، پول تاخور · پول کاغذی
-
در تاشو · درب تاشو
-
صندلی تاشو
-
اندازه بدن · اندازههای بدن · ضخامت چين پوستی · ناحيه سطحي بدن
-
چهاربرابر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن