ترجمه "folly" به فارسی

حماقت, جنون, ابلهی بهترین ترجمه های "folly" به فارسی هستند.

folly noun دستور زبان

thoughtless action resulting in tragic consequence [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حماقت

    noun

    O endless vocatives that would still leave expression slipping helpless from the measurement of mortal folly!

    ای همه واژههای پایانناپذیری که هنوز از بیان حماقت انسانها ناتوانید!

  • جنون

    noun

    Not a single sprouting ambition committed the folly of putting forth its foliage in his shadow.

    هیچ گیاهی جاهطلبی، به جنون روییدن در سایه او دچار نمیشد.

  • ابلهی

    I don't see why, unless it's folly to say the obvious.

    نمیدانم چرا ابلهم مگر اینکه مطالب واضح را گفتن ابلهی باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • سفاهت
    • نابخردی
    • بدی
    • کالیوگی
    • خریت
    • گولی
    • ضلالت
    • (مهجور) بدجنسی
    • بی خردی
    • بی ناموسی
    • سازه تزئینی
    • سبک سری
    • هر کار پرخرج و بیهوده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " folly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "folly"

عباراتی شبیه به "folly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "folly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه