ترجمه "FOLLOWING" به فارسی
دنبال کردن، پی کردن، تعاقب کردن, پیروی, بعد بهترین ترجمه های "FOLLOWING" به فارسی هستند.
FOLLOWING
-
دنبال کردن، پی کردن، تعاقب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " FOLLOWING " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
following
adjective
noun
adposition
دستور زبان
Coming next, either in sequence or in time [..]
-
پیروی
nounThey will speak, and we will follow their commands.
اونا حرف میزنند و ما ازشون پیروی میکنم.
-
بعد
noun adverbThe following day he was found dead in the bedroom.
روز بعد، او را مرده در اتاق خواب پیدا کردند.
-
بعدی
adjectiveWe know not what comes next, or what follows after.
نمیدانیم اتفاق بعدی چیست یا چه چیزی منتظر ماست.
-
ترجمه های کمتر
- تعقیب
- دیگر
- همراه
- پیروان
- تبعیت
- پیرو
- طرفداران
- مسابقه
- هواداران
- مابعد
- مریدان
- هواخواهان
- (به قرار) ذیل
- (دارای مسیری مشابه مسیر کشتی)
- (نامبرده در) زیر
- بدین قرار
- بعد از
- هم سو
- هم مسیر
- پس از
تصاویر با "FOLLOWING"
عباراتی شبیه به "FOLLOWING" با ترجمه به فارسی
-
یشیامزآراک نامز زا دعب ایازم ندرک فوقوم
-
پیگیری
-
(مکانیک) چرخ دنده ی پیرو · تابع · دنباله رو · طرفدار · مرید · مستلزم رکاب · مشایع · مقتدی · هواخواه · هوادار · پسوا · پیرو · پیرو چرخ · پیشخدمت · چرخ دنده ی متحرک · گرونده
-
انجام دادن · به نتیجه رساندن · تکميل کردن · پی گیری کردن
-
تعقیب
-
انجام دادن · به نتیجه رساندن · تعقیب کردن، تعقیب عملیات، دنبال کردن، پیگیری نظام ، · تکميل کردن · پی گیری کردن
-
(هر چیزی که متعاقب چیز دیگری برای تکمیل آن انجام شود) پیگیری · ادامه (تا پایان) · انجام · بعدی · تکمیلی · دنباله · دنباله گیری · سپسین · فرجام یابی · ندرک یريگ یپ · پس آمدی · پس آیند · پساختی
-
انجام دادن · به نتیجه رساندن · تکميل کردن · پی گیری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن