ترجمه "fond" به فارسی

عاشق, شیفته, پایه بهترین ترجمه های "fond" به فارسی هستند.

fond adjective verb noun دستور زبان

outlandish; foolish; silly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاشق

    noun

    Some of you have a fondness for crack.

    چون دائم الخمرهايي هستين که مست رانندگي کردين بعضي هاتون عاشق کرک هستين

  • شیفته

    The queen became so fond of my company, that she could not dine without me.

    ملکه چنان شیفته صحبت من شده بود که بی من نمیتوانست طعام بخورد.

  • پایه

    noun adjective
  • ترجمه های کمتر

    • واهی
    • رجائی، امیدوار
    • بنیان
    • زمینه
    • (بیش از حد) پرعشق و محبت
    • (مهجور) موجودی
    • از ته دل (و بدون منطق یا قید و شرط)
    • خوش باورانه
    • دل باخته
    • دوست دار
    • صمیمانه و کورکورانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fond " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fond" با ترجمه به فارسی

  • (فرانسه) اساسا · در اصل · در پایه
  • علاقه مند بودن به
  • (قدیمی) حماقت · ابتلا · با محبت · خونگرمی · دلبستگی · دوست داری · شیفتگی · عاطفه · عشق · عشق و علاقه (معمولا بیش از حد) · علاقه · غرض · وهم
  • غلط بودن
  • علاقه مند بودن به
اضافه کردن

ترجمه های "fond" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه