ترجمه "fondness" به فارسی
علاقه, عشق, دلبستگی بهترین ترجمه های "fondness" به فارسی هستند.
fondness
noun
دستور زبان
the quality of being fond [..]
-
علاقه
nounThe old monks of Dunfermline were very fond of them.
زاهدان قدیم دانفرملین بسیار بدین خوراک علاقه داشتند.
-
عشق
nounYou see, I am fond of collecting certain facts, and, would you believe
باید بگویم من به جمعآوری شرح حوادث کوچک عشق عجیبی دارم.
-
دلبستگی
nounthe Vatican having a fondness for Greek and Russian Orthodoxy that it couldnt have for Protestantism.
واتیکان به ارتدکسهای یونان و روسیه دلبستگی خاصی داشت که شامل پروتستانها نمیشد.
-
ترجمه های کمتر
- شیفتگی
- خونگرمی
- ابتلا
- غرض
- وهم
- عاطفه
- (قدیمی) حماقت
- با محبت
- دوست داری
- عشق و علاقه (معمولا بیش از حد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fondness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fondness"
عباراتی شبیه به "fondness" با ترجمه به فارسی
-
(بیش از حد) پرعشق و محبت · (مهجور) موجودی · از ته دل (و بدون منطق یا قید و شرط) · بنیان · خوش باورانه · دل باخته · دوست دار · رجائی، امیدوار · زمینه · شیفته · صمیمانه و کورکورانه · عاشق · واهی · پایه
-
(فرانسه) اساسا · در اصل · در پایه
-
علاقه مند بودن به
-
غلط بودن
-
علاقه مند بودن به
اضافه کردن مثال
اضافه کردن