ترجمه "fool" به فارسی

احمق, ابله, خنگ بهترین ترجمه های "fool" به فارسی هستند.

fool verb noun دستور زبان

(pejorative) A person with poor judgment or little intelligence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احمق

    noun

    person with poor judgement or little intelligence

  • ابله

    noun

    person with poor judgement or little intelligence

  • خنگ

    adjective noun

    person with poor judgement or little intelligence

  • ترجمه های کمتر

    • گول
    • خر
    • دست انداختن
    • گول زدن
    • احمقانه
    • نادان
    • دلقک
    • ابلهانه
    • لوده
    • بلید
    • لاده
    • لهنه
    • نابخرد
    • کالیو
    • کانا
    • گولو
    • بلعیدن
    • (انگلیس) میوه ی پخته و خامه
    • (با: with) ور رفتن
    • (خودمانی) دیوانه (ی چیزی)
    • (سابقا در کاخ شاهان و بزرگان) دلقک
    • آدم گول خورده
    • انگولک کردن
    • تهی مغز
    • حریصانه خوردن
    • خر کردن
    • دستکاری کردن
    • دلقک بازی درآوردن
    • دوست دار پروپا قرص
    • زود باور
    • ساده لوح
    • سبک سر
    • شوخی و مسخره کردن
    • فریب خورده
    • فریب دادن
    • لودگی کردن
    • مرغ نوروزی
    • مسخره بازی کردن
    • منتر کردن
    • مورد تمسخر
    • ور رفتن
    • کم خرد
    • کنده
    • یک جور بازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fool " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fool" با ترجمه به فارسی

  • کسی که در روز اول آوریل مورد شوخی قرار می گیرد
  • زرگولوها (پیریت آهن iron pyrites که شبیه طلا است) · سولفید آهن
  • ابله · احمق · دلقک · نادان
  • روز اول ماه آوریل که طی آن مردم با هم شوخی می کنند (all fools' day هم می گویند)
  • (فرستادن کسی دنبال نخودسیاه) نخودسیاه · کار بیهوده
  • روز دروغ آوریل
  • کلاه زنگوله دار دلقک ها · کلاه شیطان
  • رجوع شود به April Fools' Day
اضافه کردن

ترجمه های "fool" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه