ترجمه "foodstuff" به فارسی

خواربار, بقالی, ماده غذایی بهترین ترجمه های "foodstuff" به فارسی هستند.

foodstuff noun دستور زبان

An instance of material which may be used as food. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواربار

    noun
  • بقالی

    noun
  • ماده غذایی

    noun

    The commissary was laying such heavy levies on foodstuffs that the tables of Atlanta were beginning to suffer.

    اداره مالیه و خواربار آتلانتا مالیاتهای سنگینی به مواد غذایی بسته بود و میزهای آتلانتا کمکم خالی میشد.

  • ماده ی خوراکی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foodstuff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foodstuff" با ترجمه به فارسی

  • غذاها · فراوردههاي غذايي
اضافه کردن

ترجمه های "foodstuff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه