ترجمه "foolproof" به فارسی
خطاناپذیر, (ماشین آلات و روش های کار - آنچه که به کار بردن آن آسان و احتمال اشتباه در آن کم است) پادلغزش, آسان انجام بهترین ترجمه های "foolproof" به فارسی هستند.
foolproof
adjective
verb
دستور زبان
For a device: protected, or designed to be proof against misuse or error; fail-safe. [..]
-
خطاناپذیر
these markets that were supposed to be foolproof —
این بازارهایی که قرار بوده خطاناپذیر باشند -
-
(ماشین آلات و روش های کار - آنچه که به کار بردن آن آسان و احتمال اشتباه در آن کم است) پادلغزش
-
آسان انجام
-
ترجمه های کمتر
- آسان کار
- محفوظ از خطا، محفوظ از شکست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foolproof " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن