ترجمه "footsore" به فارسی
پاخسته, پاکوفته, (مثلا از شدت پیاده روی) دچار درد پا بهترین ترجمه های "footsore" به فارسی هستند.
footsore
adjective
دستور زبان
Having sore feet, but perhaps also a certain sense of satisfaction, after walking or hiking too much. [..]
-
پاخسته
-
پاکوفته
-
(مثلا از شدت پیاده روی) دچار درد پا
-
خسته پای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " footsore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن