ترجمه "footstep" به فارسی

قدم, گام, ردپا بهترین ترجمه های "footstep" به فارسی هستند.

footstep noun دستور زبان

The mark or impression left by a foot; a track. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قدم

    noun

    Their voices are solemn and slow In the damp air they come like footsteps on moss.

    نوای بم و آهستهشان درهوای بارانی و نمناک مانند کسی که روی خزهها قدم بردارد پیش میرفت.

  • گام

    noun

    He intended to make Rodolphe follow in his uncle's footsteps.

    میخواست که رود لف در زندگی بر اثر عمویش گام بردارد.

  • ردپا

    The Jedi Warrior will follow in the footsteps of the great imagineers of the past:

    ... جنگجوي " جداي " دنبال ردپاهايي مي گرده : كه از اسطوره هاي قديم مونده

  • ترجمه های کمتر

    • اثر پا
    • جای پا
    • صدای پا
    • پله (در پلکان)
    • گام برداری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " footstep " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "footstep" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه