ترجمه "foozle" به فارسی

(به ویژه هنگام زدن ضربه در بازی گلف) بد زدن, (دست و پا) چلفتی کردن, بد انجام دادن بهترین ترجمه های "foozle" به فارسی هستند.

foozle verb noun دستور زبان

To do something clumsily or awkwardly; to bungle [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به ویژه هنگام زدن ضربه در بازی گلف) بد زدن

  • (دست و پا) چلفتی کردن

  • بد انجام دادن

  • ترجمه های کمتر

    • ضربه ی بد
    • عمل توام با ناشی گری و دست و پاچلفتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foozle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "foozle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه