ترجمه "foppish" به فارسی
جلف, خودساز, فیسو بهترین ترجمه های "foppish" به فارسی هستند.
foppish
adjective
دستور زبان
Like a fop, a man overly concerned with his appearance. [..]
-
جلف
adjectiveThey talked a delicate and elastic Arabic, and were mannered, often foppish, in habit.
آنها لهجهای بسیار شیوا و پر ارتعاش عربی داشتند و عادات آنها خیلی جلف و خودنمایانه بود.
-
خودساز
-
فیسو
-
بیهوده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foppish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "foppish" با ترجمه به فارسی
-
بیهودگی · جلفی · خودسازی · شیک پوشی · فیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن