ترجمه "forage" به فارسی
علوفه, علف, علیق بهترین ترجمه های "forage" به فارسی هستند.
forage
verb
noun
دستور زبان
Fodder for animals, especially cattle and horses. [..]
-
علوفه
nounIf forage was not brought him he would go seek it and the new
اگر علوفه برایش فراهم نمیشد، مجبور میشد که خود در پی یافتن علوفه برآید.
-
علف
nounYou know, to forage for food, to walk around on all fours to hibernate a little, or a lot.
ميدوني کلي شکار توي اين علف ها وجود داره مثل حيواناتي که خواب زمستونه مي روندو از اين حرفا
-
علیق
whether, as was rumored, the allowance of forage money to captains of companies would be doubled.
که آیا چنانکه شایع شده جیره علیق فرماندهان گروهان دو برابر شده است؟
-
ترجمه های کمتر
- کاوش
- چرا
- چراگاه
- مرتع
- غارت
- (به ویژه خوراک را) غارت کردن
- (مجازی) جستجو
- آذوقه جویی
- آذوقه دادن
- به چرا روی
- تلاش کردن
- توشه جویی
- جستجو کردن
- خوراک جویی
- خوراک جویی کردن
- خوراک دام
- دام خوراک
- دام خوراک دادن به
- دنبال (مایحتاج خود) گشتن
- دنبال علوفه (یا آذوقه) رفتن
- علوفه دادن به
- کند و کاو
- کندوکاو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "forage"
عباراتی شبیه به "forage" با ترجمه به فارسی
-
دروگرهای علوفه · دروگرهای علوفه (ماشین)
-
درختان علوفهاي · درختچههاي علوفهاي · گیاهان سرشاخهای
-
محصولات خوراكي جانوري · محصولات زراعی دامخوراک · محصولات علوفهاي · گياهان چراگاه
-
خوراکجویی · علف · علوفه
-
آمادهکنندههای علوفه · عملآورندههای علوفه
-
درختان علوفهاي · درختچههاي علوفهاي · گیاهان سرشاخهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن