ترجمه "foraminated" به فارسی

ثقبه دار, سوراخ دار, سوراخ سوراخ بهترین ترجمه های "foraminated" به فارسی هستند.

foraminated adjective دستور زبان

Having a small opening, or foramina.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثقبه دار

  • سوراخ دار

  • سوراخ سوراخ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foraminated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foraminated" با ترجمه به فارسی

  • ثقبه دار · سوراخ دار · سوراخ سوراخ · سوراخ کردن
اضافه کردن

ترجمه های "foraminated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه