ترجمه "foray" به فارسی
یورش, غارت کردن, حمله بهترین ترجمه های "foray" به فارسی هستند.
foray
verb
noun
دستور زبان
A sudden or irregular incursion in border warfare; hence, any irregular incursion for war or spoils; a raid. [..]
-
یورش
noun -
غارت کردن
verb -
حمله
noun
-
ترجمه های کمتر
- تازش
- چاپیدن
- (به منظور غنیمت گیری) حمله کردن
- (مجازی) عرض اندام
- تاخت و تاز
- جستجو کردن
- حمله ی ناگهانی (به منظور به دست آوردن چیزی)
- دست اندازی
- فعالیت شدید
- چپاول کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foray " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "foray" با ترجمه به فارسی
-
وارد کدنویسی در یونیتی میشویم
-
شروع به کدنویسی مینماییم · وارد کار با کدنویسی میشویم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن