ترجمه "forbearing" به فارسی

باحوصله, باشکیب, باگذشت بهترین ترجمه های "forbearing" به فارسی هستند.

forbearing adjective verb دستور زبان

Characterized by patience and indulgence; long-suffering: as, a forbearing temper. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باحوصله

  • باشکیب

  • باگذشت

    Translators have used such words as “gentle,” “forbearing,” and “considerate.”

    در ترجمههای گوناگون از واژههایی همچون «اعتدال،» «باگذشت» و «مؤدب» استفاده شده است.

  • ترجمه های کمتر

    • بردبار
    • خویشتن داری کردن، خودداری کردن، صبوری کردن، متانت به خرج دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forbearing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "forbearing" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق - تمدید ارفاقی بازپرداخت وام و یا خودداری ارفاقی از استیفای حقوق ناشی از وام) گذشت وام دار · ارفاق وام دار · اغماض · بردباری · تاب آوری · خودداری · شکیب · شکیبایی · صبر · مدارا · چشم پوشی · گذشت
  • (محلی) تحمل کردن · احتراز کردن از · بردباری کردن · تاب آوردن · حذر کردن · خودداری کردن · دست کشیدن از · رجوع شود به forebear · پرهیز کردن · چشم پوشی کردن · گذشت کردن
  • (حقوق - تمدید ارفاقی بازپرداخت وام و یا خودداری ارفاقی از استیفای حقوق ناشی از وام) گذشت وام دار · ارفاق وام دار · اغماض · بردباری · تاب آوری · خودداری · شکیب · شکیبایی · صبر · مدارا · چشم پوشی · گذشت
اضافه کردن

ترجمه های "forbearing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه