ترجمه "forbid" به فارسی

غیر مجاز کردن, قدغن کردن, ممنوع کردن بهترین ترجمه های "forbid" به فارسی هستند.

forbid verb دستور زبان

To proscribe [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیر مجاز کردن

    verb

    To disallow

  • قدغن کردن

    verb

    I'm really sorry, but... the comte forbids it.

    من ، من خیلی متأسفم اما کنت قدغن کرده

  • ممنوع کردن

    verb

    Islamic nation forbids adoption because I'm saying that.

    ملت اسلامی مسأله ی پسرخوندگی رو ممنوع کرد چون من گفتم.

  • ترجمه های کمتر

    • منع کردن
    • بازداشتن
    • ممتنع/غیر ممکن/ناشدنی/نشدنی/محال ساختن
    • نگذاشتن
    • اجازه ندادن
    • بازداری کردن
    • بازداشتن از
    • بازمان کردن
    • جلوگیری کردن
    • راه ندادن
    • رد کردن
    • سلب کردن
    • قائل نشدن
    • ممانعت کردن
    • نشایست کردن
    • وتو کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forbid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "forbid" با ترجمه به فارسی

  • بازدارگر · بازمانگر · بدشگون · بدیمن · تهدیدکننده · خطرناک · زننده · سیج ناک · شیطانی · قدغن · مصیبت بار · مناع · منع · ناخوشایند · ناپذیرا · نهی کننده · پس زننده · گمراه کننده
اضافه کردن

ترجمه های "forbid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه