ترجمه "forbidden" به فارسی

ممنوعه, ممنوع, ممنوع شده بهترین ترجمه های "forbidden" به فارسی هستند.

forbidden adjective verb دستور زبان

not allowed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ممنوعه

    adjective

    not allowed [..]

    If it's the only way to the forbidden shore, yeah.

    اگه اين تنها راه رسيدن به ساحل ممنوعه س ، آره.

  • ممنوع

    adjective

    not allowed

    What isn't forbidden is allowed.

    آنچه ممنوع نیست مجاز است.

  • ممنوع شده

    Personal attachments are expressly forbidden by the Council of Time Masters.

    وابستگي هاي شخصي به شدت ممنوع شده توسط شوراي اربابان زمان

  • ترجمه های کمتر

    • بازمان
    • قدغن
    • منع شده
    • نامجاز
    • نشایست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forbidden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Forbidden
+ اضافه کردن

"Forbidden" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Forbidden در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "forbidden" با ترجمه به فارسی

  • شهر ممنوعه
  • (انجیل) ثمره ی ممنوعه (که آدم و حوا از خوردن آن منع شده بودند) · (مجازی) لذت گناه آمیز · خوشی ناشایسته · میوه ممنوع
اضافه کردن

ترجمه های "forbidden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه