ترجمه "force out" به فارسی
امکان داشتن, خلع کردن, خلع ید کردن بهترین ترجمه های "force out" به فارسی هستند.
force out
verb
noun
دستور زبان
To cause something to be ejected [..]
-
امکان داشتن
verb -
خلع کردن
verb -
خلع ید کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- زندان کردن
- عزل نمودن
- فیصله دادن
- قدرت داشتن
- مسترد داشتن
- معزول کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " force out " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "force out" با ترجمه به فارسی
-
اخراج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن