ترجمه "forearm" به فارسی

ساعد, بازو, دستوانه بهترین ترجمه های "forearm" به فارسی هستند.

forearm verb noun دستور زبان

To arm in preparation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساعد

    noun

    part of the body

    There's wounds on the forearms, the hands, the dress is nearly ripped off.

    رو ساعد و دستا هم زخم هست لباس هم تقریبا جر واجر شده

  • بازو

    noun

    In visualizing him one saw always a picture of dimpled knees and sleeves rolled back from pudgy forearms.

    تصویر او در تاریکخانهی ذهن همواره عبارت بود از زانوان گود و آستینهای که از بازوان گوشتالو بالا زده شده باشد.

  • دستوانه

  • ترجمه های کمتر

    • ذراع
    • زنگیچه
    • (بخشی از دست که بین آرنج و مچ قرار دارد) ساعد
    • از قبل مسلح کردن
    • از پیش آماده کردن
    • پیش آماد کردن
    • پیش دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forearm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "forearm"

اضافه کردن

ترجمه های "forearm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه