ترجمه "forecasting" به فارسی

پیشبینی, از پیش خبر دادن, به فکر چاره بودن بهترین ترجمه های "forecasting" به فارسی هستند.

forecasting noun verb دستور زبان

Present participle of forecast. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشبینی

    noun

    Christophe had accurately forecast the next change of the wind.

    کریستف تغییر آیندهٔ جهت باد را به درستی پیشبینی کرده بود.

  • از پیش خبر دادن

  • به فکر چاره بودن

  • ترجمه های کمتر

    • پيشگويي
    • پیش بینی
    • پیش بینی، یک تخمین علمی از زمان تکمیل پروژه که میتواند معرف تعیین میزان هزینه انجام پروژه هم باشد.
    • پیش گویی
    • پیشگویی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forecasting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Forecasting
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجموعه پیش بینی

  • پیش بینی

    Now it's time for the weather forecast.

    اکنون زمان پیش بینی هواست.

عباراتی شبیه به "forecasting" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "forecasting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه