ترجمه "foreigner" به فارسی
اجنبی, خارجی, بیگانه بهترین ترجمه های "foreigner" به فارسی هستند.
A person from a foreign country. [..]
-
اجنبی
nounperson in a foreign land
How much then must the probability of fire be increased in an abandoned, wooden town where foreign troops are quartered.
پس در شهر چوبی خالی از ساکنانش که قشون اجنبی در آن اقامت کرده است احتمال ایجاد حریق بسیار بسیار افزوده میشود در اینجا:
-
خارجی
nounperson in a foreign land
Those who know nothing of foreign languages know nothing of their own.
کسانی که هیچ چیز از یک زبان خارجی نمیدانند، هیچ چیز دربارهٔ زبان خودشان هم نمیدانند.
-
بیگانه
adjective nounperson in a foreign land [..]
The world of music and the world of poesy were like two foreign and secretly hostile states.
گوئی که جهان موسیقی و دنیای شعر دو کشور بیگانه بودند که در نهان باهم خصومت داشتند.
-
ترجمه های کمتر
- غریبه
- بيگانه
- اجنبى
- خارجى
- نابومی
- نامحرم
- ناآشنا
- (شخص)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foreigner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Foreigner" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Foreigner در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "foreigner" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس) وزارت امور خارجه (در امریکا می گویند: department of state)
-
ذخیره ارزی، منابع ارزی
-
وام ارزی
-
وزارت امور خارجه · وزیر امور خارجه
-
وزارت خارجه اسرائیل
-
لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا