ترجمه "foreordained" به فارسی
قبلا تعیین شده, مقدر شده بهترین ترجمه های "foreordained" به فارسی هستند.
foreordained
adjective
verb
Simple past tense and past participle of foreordain. [..]
-
قبلا تعیین شده
adjective -
مقدر شده
adjectiveThis here was foreordained.
این موقعیت از پیش مقدر شده بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foreordained " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "foreordained" با ترجمه به فارسی
-
تعیین ازپیش · تقدیر · حکم قبلی
-
از پیش مقرر کردن · مشیت (الهی) بودن · مقدر کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن