ترجمه "foreordainment" به فارسی

تقدیر, تعیین ازپیش, حکم قبلی بهترین ترجمه های "foreordainment" به فارسی هستند.

foreordainment
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقدیر

    noun
  • تعیین ازپیش

  • حکم قبلی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foreordainment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foreordainment" با ترجمه به فارسی

  • قبلا تعیین شده · مقدر شده
  • از پیش مقرر کردن · مشیت (الهی) بودن · مقدر کردن
اضافه کردن

ترجمه های "foreordainment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه